ماهی سیاه کوچولو

دل من تنگه.  دلم تنگه برای یک ماهی سیاه کوچولو...

 

یه ماهی سیاه کوچولو که سرش رو از لای آب بیرون بیاره و بگه...

بگه که دریا اونو فرستاده

بگه که ماه و ستاره...

اونو شاه پریا فرستاده

بگه که...

غم لبخند منو میبینه

اشک رو از لبهای من میچینه...

 

/ 1 نظر / 28 بازدید
علی تقی زاده

نکنه همون ماهی سیاه تو داستانای صمد بهرنگی؟؟؟؟ چند روز مونده به عید با عیال رفته بودیم بازار ، یه ماهی سیاه کوچولو دید و گفت اینو بخریم . گفتم اینکه قرمز نیس گفت ولی چشاش خیلی درشت و مظلومه ، خب خریدیمش. دیروز با همون چشای درشت سر و ته تو تنگ مرده بود!